تبليغاتX
شاعر چپ - پویایی زن در جامعه فعلی ایران!!
معونت از آن توست الهاکم التکاسر حتی رنج حتی ذرتم المقابر حتی حضور بیغش

با وجود تمام کم و کاستی ها و پاره ای مشکلات دلیلی نیست که از بیان صادقانه خردک هوش سر باز زنیم.بر آنم که توانم درباره (زن) کوتاهی بنگارم.

زن جنس دوم:

اگر کمی نیک به نگاهی که همه ما در زندگی روزمره به موجودیت (زن) داریم  بنگریم میبینم که به علت چه مسائل فرهنگی و اجتماعی که در حقیقت (مذهب) را نیز تحت شعاع خود قرار میدهد نگاه  نگاهیست سرشار از تحقیر و میل جنسی برای زن. این مولد زندگی و حتی امید به زندگانی آینده همه بشر.زن نیمه ای گمشده که اگر با فرمولی منطقی و عقلانی در کنار جنس مرد قرار گیرد پتانسیل پویایی را در خود جای میدهد.حال سوال اینجاست که چرا زن در جامعه به شدت سنتی و مذهبی ایران نفر دوم و بیشتر حکم وسیله را برای مرد داشته و دارد .به نظر من حتی دمکرات ترین افراد و انسان دوست ترین افراد در جامعه ایران نا خوداآگاه متاسفانه در برخی مواقع در مقابل زنان جبهه منفی میگیرند.

جامعه مرد سالار و متحجر امروزی ایران در چه صورت به سمت ترقی و تکامل گام بر میدارد؟

چه عناصری باعث تحقق نپذیرفتن آرمانهای انسان دوستانه(در این مورد خاص) در ایران میشود؟

زن - ناموس - ملک شخصی:

با پیدایش جوامع امروز و پیدایش مدرنیته به عنوان یک اصل و جدایی سنت از تصمیم گیری های این چنین (اجتماعی-سیاسی)کم کم نگاه منفی مردان نسبت به زنان در تقریبا اقلب ممالک دنیا و حتی خاورمیانه رخت بر بست.و موجودیت زن از حالت مالمیک شخصی مرد(دارایی مرد-مذکر)خارج شد و به عبارت دیگر زن موجودیت بی دفاع نبود.و تقریبا با شعله ور شدن تفکرات فمنیستی کمکم همه چیز تغییر کرد.به نظر من ناموس پرستی و غیرت و تعصب در برابر جنس زن نشانه احمق فرض کردن زنان است و در ماهیت.  فعلی ناپسند است و از نظر تفکرات جامعه شناسی و اصول حقوق بشر (که بر آزادی انسانها دلالت دارد)مطرود است.

اندیشه اسلامی در برابر زنان:

زن در حقیقت در اسلام هم مقام چندان برتری ندارد.و بیشتر از اینکه به مقامش ارج نهند او را به موجودی بی دفاع.در نهایت بدون هیچ حق انتخاب و مطیع جنس مرد تبدیل میکنند و او را اسلامیزه میکنند(به واسطه نوع پوشش و نگرش قالب زنان مسلمان به زندگی) . به طوری که حتی باید در مقابل نیازهای مردی غیر از همسر قانونی(که تازه خود این عقود و قانونی بودن هم نوحی انحصار است)باید از خود محافظت کنند.حال خواه نگاه باشد خواه لمس و حتی تماس جنسی و فیزیکی.البته گویی با تبلیغاتی که شده چهره ای غیر از این به نمایش عموم گذارده میشود.

در سالهای قبل از انقلاب( شکوهمند) ۵۷ به رهبری آقای خمینی درست است که نگاه مرد سالار و ضد زن وجود داشت اما این رفتار غیر انسانی و جنسیت طلب به شدت توسط رژیم نفی میشد.اما در جامعه فعلی ایران به دلیل آمیزه های دینی و فرهنگی و اخلاقی تعصب و ناموس پرستی به نوعی افتخار و برتری تبدیل شده است که خود دولت بدان دامن میزند و ما شاهد آمارهای بسیار بالا از قتلهای ناموسی در مناطق غرب و جنوب و جنوب شرق ایران هستیم که هر روزه رو به فزونی است.

امنیت جامعه و پوشش زنان:

حال سوال اینجاست که امنیت کلی اجتماع در چه ارتباطی با پوشش زنان قرار دارد؟بین چشم های انسان مذکر با جسم مونث و امینت اجتماع چه ارتباطی وجود دارد؟میان رفتارهای طبیعی و غریزی جنسی و نظم عمومی چه ارتباطی میتواند وجود داشته باشد؟یادمان باشد از تفکرات و آمیزه های مذهبی سخنی به میان نیست.با فرض جامعه سکولار این سوالات مطرح میشود.

آیا جوان امروزی با برخوردار بودن از نعمت ارتباط با دنیای بیرون با جوانان ۴۰ سال پیش قابل مقایسه است؟آیا هیچ قدرت قانونی حق تعیین نوع پوشش برای انسانها را دارد؟اگر این قدرت ما فوق قانون وجود دارد و با فرض انجام این فعل آیا کرامت انسانی معنا دارد؟

 

اینها سوالاتی است که مثل موریانه ذهن نوع بشری همچون مرا در جامعه ایرانی میخورد و پوک میکند.پاسخ این سوالات کجاست؟

 

 

نوشته شده توسط چپ در ساعت 0:13 قبل از ظهر | لینک  |