تبليغاتX
شاعر چپ - و این گونه بود که زندگی ......
معونت از آن توست الهاکم التکاسر حتی رنج حتی ذرتم المقابر حتی حضور بیغش

سلام

به قول آلبر کامو انسان تنها مخلوقی است که از بودن آن چه هست سر باز میزند .و به همین دلیل دنیای او تبدیل شده است به دنیایی گرفتار در دایره و تکرار .

چرخیدن و هی چرخیدن و خسته شدن و از پا افتادن.

زمین و زمان نیز میچرخند و با خود آدمی را میچرخانند.هر روز مثل روز قبل بدون هیچ زحمتی شروع می شود و آنچه مقدر است اتفاق بیفتد پشت سر هم ردیف می گردد و اینگونه رنج آغاز می شود .سر و کله زدن با عشق های رنگارنگ رویایی با خیانت ها . جنایت ها و نداشتن ها و داشتنی های زود گذر و فکر یکنواخت آدمی تکرار شده خواسته ها و انتظاراتش از زندگی بیشتر می شود.

به خاطر توقعات بالا و آرزوهای نا ممکن نوع بشر.بی قراری ها یکی پس از دیگری می آید و او را دچار افسردگی می کنند هر چه از کودکی اش فاصله میگیرد چشمهایش بیشتر و بیشتر از دیدن زیبایی ها محروم می شود و برای گذران زندگی .خود را در بحران های گونه گون دیوانه تر میکند.

غافل از اینکه در این دنیا ی بی انتها و دایره وار. آدمی با همه ی تواناییها و تمدن غنی اش ذره ای بیش نیست و راز هبوطش بر زمین ایفای نقش اول نمایشی کمیک(کمدی) به نام زندگیست به یاد استادم (پناهی )عزیز می افتم که میگفت:((میزی برای کار.کاری برای تخت.تختی برای خواب .خوابی برای جان .جانی برای مرگ .مرگی برای یاد.یادی برای سنگ . این بود زندگی؟؟؟)).

آری زندگی با چشم های آدمی متولد می شود.و آن چه به چشم می آید و آن که نگاه می کنیم < به یکباره به هم پدیدار می شود.......

...........................................................................

خب دوستان مهربان و معدود . از این به بعد به علت همین واژه ساده یعنی (تغییر)در آخر با شما سخن می میگویم .امید وارم از این متن کوتاه لذب کافی رو برده باشید.سعی کنید از فرصت های زندگی استفاده کنید و عجله نکنید .(همیشه برای همه ما جا در دنیا بود و هست)

تقدیم به س.ن عزیز که چندین سال بهانه نوشتنم بود  و خواهد بود.باشد تا روزگار به کامش چرخد.  

این را برای خودم مینویسم تا بل به یادگار بماند:در اواخر همین ماه اتفاقات تاثیر گذاری در زندگی من پیش خواهد آمد .من خواستم .تلاش کردم .راه رفتم .پس من موفق خواهم شد.

                                                                    ارادتمند:سپهر.خ

نوشته شده توسط چپ در ساعت 8:18 بعد از ظهر | لینک  |