برای مشاهده سایت های عکاسی حرفه ای
آدرس:............>میدان امیر کبیر>مدیران>نهایت مهر اصلی>پلاک:۷۷۷۲۷۲۱
آنگاه که باد زمستان بود و زمستان برف و برف عید.آن اوقات بود که آمدی از آن سمت مبهم.آن چنان ساده که گاهی دلم برایت میسوخت ای شادمانی بی سبب.
بعد از گذر از کویر .کمی از هوای عجیب (شه میرزاد) برایم آورده بودی درون شیشه ای که در آن پیش تر ها نوشابه جادو بود.
همام قدر ساده و مهربان که گاهی میگریستی و گاهی میخندیدی. درست یادم هست آن سال سال سیاه زخم بود و سال زخم های محال .و بعد ار فراق کسی آمده بودی که دور بود و دور در چیزی شبیه ذهن من که بعد ها مغز نام گرفت بعد از او امده بودی کسی که انگار تمام دنیا را با خود برده بود و نهایتا پس نیاورده بود.
نامش شبیه گل بود و نه گل بود و نه گلی که بوی گل میداد تنها نامش را مثل توشه بر دوش میکشید فقط همین .
تو آمدی و او رفت انگار امده بودی مه برهانی .بروانی .شاید باید میرفت تا تو بیایی در هر حال حال ما حالی عجیب بود و حال شما عجیب تر.اینطور نیست؟؟؟؟
یادت باشد در آخرین نامه ات پاسخ این نمیدانم را بدانی .
باری
آمدید و آنگونه به سان جریانی غریب مهر اصلی تان به مهر اصلی ما پیچید نمیدانم چه شد فقط بیچید تو می دانی؟؟؟؟
بعد ار گذر ایام روز.روز.روز.ماه.ماه.ماه
تنها یافتم .شما همان کسی که انگار قرار بود روزی درون خانه خودم به شما بپیوندم همسر سالهای کویر و باد و کوهستان.
...........................................................................................
سلام .
دوستان معدود من امیدوارم این متن را هم مثل روزگاری که بر من رفت بخوانید و بروید رد روزگارتان.کوتاه شعری برای سرآغاز زمستان باز.اینجا بویش می آید.
این ویرانه های باد
نمک می شود
و بر زخمهای کهن ما
پاشیده می شود
زخمهای ما دهان می گشایند
گرمی هیزم ها
در غروب امروز
پایان است
ما در امان نیستیم
سرما از راه می رسد
ما سه بار به سکوت علف ها
در باد
شهادت داده ایم.
ارادتمند :سپهر.خ
